جنگ نرم و استعمار فرهنگي در گفت‌وگوي تفصيلي فارس با رواساني

از اسباب‌بازي تا كتاب‌هاي دانشگاهي تحت نفوذ غرب قرار گرفته‌ايم

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، پروفسور شاپور رواساني از سال 1974 تا 1998 استاد تمام كرسي اقتصاد اجتماعي كشورهاي در حال رشد در دانشگاه اولدنبورگ بود.
برخي كتاب‌هاي او عبارتند از "دولت و حكومت در ايران "، "نهضت ميرزا كوچك جنگلي "، "اسلاميت و ايرانيت "، "نادرستي فرضيه‌هاي آريا و سامي و ترك "، "زمينه‌هاي اجتماعي هويت ملي ".
او از متخصصين در علوم اجتماعي محسوب مي‌شود و هم اكنون نيز رياست هيأت مديره بنياد پژوهشي فرهنگي ميرزا كوچك جنگلي را به عهده دارد.
متن ذيل مصاحبه تفصيلي خبرنگار فارس با پروفسور شاپور رواساني در باب جنگ نرم و نحوه سلطه استعمارگران در كشور‌هاي مختلف است.

*اولين كشتي انگليسي كه از هندوستان عازم لندن شد حامل نسخ خطي هندي بود

وي در خصوص هدف استعمار‌گران گفت: هدف استعمار غارت اقتصادي است و براي رسيدن به اين هدف استعمارگران از سياست و فرهنگ به عنوان ابزار استفاده مي‌كنند تا از اين طريق بتوانند راهگشايي و سلطه خود را انجام دهند تا به مقصود خود برسند.
رواساني ادامه داد: يكي از راه‌هاي استعمارگران اين است كه آنها تلاش مي‌كنند تا مردم منطقه مورد استعمار را از فرهنگ ديرينه خود بي‌اطلاع نگه دارند و به طور مثال اولين كشتي كه بعد از سلطه انگلستان به هندوستان از اين كشور عازم لندن شد حامل طلا و نقره نبود بلكه حامل كتاب بود و دليل اين مسئله اين بود كه انگليس قصد داشت منابع اطلاعاتي اين جامعه را حذف كند.
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: در ايران هم شاهد بوديم كه پادشاه انگلستان به سفير اين كشور در تهران دستور مي‌دهد تا كتاب‌هاي خطي و قديمي را خريداري كنند و به لندن ارسال كنند و براي اين مسئله حتي بودجه هم اختصاص مي‌دهند و انگليسي‌ها هم اين كار را انجام مي‌دهند و اين كار در حد وسيعي در آن زمان انجام گرفت وهم اكنون هم انجام مي‌گيرد.
رواساني با اشاره به اينكه استعمارگران قصد دارند هويت جامعه را سلب كنند گفت: به طور مثال يكي از نمايندگان انگلستان حرف‌هاي جالبي در خصوص هندوستان زده بود و گفته بود ما در هندوستان نياز به افرادي داريم كه از نظر رنگ پوست و مذهب و زبان و همه عادات هندي باشند اما تفكر انگليسي داشته باشند.

*تاريخ دوران باستان تا امروز ما در انحصار مستشرقين است

رواساني با بيان اينكه تاريخ كشور ما از دو بخش دوران باستان و دوران اسلامي تشكيل شده گفت: بخش دوران باستان تا امروز در انحصار مستشرقين است و اين عده آثار مربوط به اين دوره را ترجمه و طوري نگارش مي‌كنند كه مخاطب تاريخ ايران باستان، اين تاريخ را به شكلي كه آنها دوست دارند بشناسد.
وي گفت: اين مسئله، هم در خصوص فرضيه‌هاي نژادي و ايجاد خصومت‌هاي قومي و هم منتقل كردن سبك زندگي غربي كه افراد را از خانواده و تاريخ خودشان جدا مي‌كند وجود دارد و بر اين اساس افراد در جامعه خود هم افرادي بيگانه هستند.
رواساني در ادامه اظهار داشت: از خود بيگانگي افراد در جامعه خودشان باعث مي شود كه افراد نتوانند اثر اجتماعي در جامعه داشته باشند و توده جامعه سخن آنها را درك نمي‌كنند بنابر اين فرد نمي‌تواند حركت اجتماعي به وجود آورد و تنها مي‌ماند.
اين استاد دانشگاه همچنين گفت: در حال حاضر ما نمي‌دانيم كه چه كتاب‌ها و چه اسنادي از تاريخ ايران چه در دوران اسلام و چه در دوران باستان در كشورهاي دنيا وجود دارد و همچنين هنوز از محتواي كتيبه‌هايي كه از كشور خارج كرده‌اند بي‌اطلاعيم.
رواساني ادامه داد: عين همين كار در دوران اسلامي هم صورت پذيرفته و ما هنوز از تفكرات برجستگان تاريخ خود و يا تاريخ كشورهاي اسلامي كه در خصوص برخي مسائل اظهار نظر كردند به طور مستقيم اطلاع كافي نداريم.

*از اسباب‌بازي گرفته تا كتاب‌هاي دانشگاهي تحت نفوذ غرب قرار داريم

رواساني خاطرنشان كرد: وقتي به اين شكل زمينه فراهم باشد، استعمار سرمايه‌داري آنچه را كه مد نظرش است وارد مي‌كند و بر اين اساس بايد گفت كه امروز ما در كشورمان از اسباب‌بازي گرفته تا كتاب‌هاي دانشگاهي تحت نفوذ غرب قرار داريم.
وي افزود: زماني كه كودك اسباب‌بازي را در دست مي‌گيرد در حقيقت اين اسباب‌بازي يك قهرمان اروپايي است و نتيجه‌اي كه رخ مي‌دهد اين است كه آن كودك به جاي اينكه بداند رستم يا افراسياب در ايران كه بودند، به دنبال شناسايي هركول مي‌رود.
اين جامعه‌شناس اظهار داشت: وقتي كه كودك به دنبال شناسايي هركول مي‌رود اين سوال براي او پيش مي‌آيد كه آتن كجاست و در نهايت زماني كه كودك هنوز به سنين 17-18 سالگي نرسيده آرزويش رفتن به خارج و ديدن قهرمان‌هايي است كه در كودكي ديده است و به اين شكل اساسا ديگر تعهدي نسبت به كشور خودش نخواهد داشت.
رواساني ادامه داد: بر اين اساس امروز زماني كه اطلاعات برخي كودكان را مشاهده مي‌كنيم مي‌بينيم كه در مورد خيابان‌هاي پاريس و تاريخ اروپا اطلاعات بيشتري نسبت به اطلاعاتي كه بايد در خصوص كشور خود داشته باشند، دارند.

*تمام روساي سياسي كشورهاي غرب را عده‌اي از جامعه‌شناسان و شرق‌شناسان همراهي مي كنند

رواساني خاطرنشان كرد: در كشور ما هم نفوذ غرب از همان سنين كودكي با ابزارهايي مانند اينترنت شروع مي‌شود.
نويسنده كتاب زمينه‌هاي اجتماعي هويت ملي ادامه داد: اين تصور كاملا غلط است كه ما فكر مي‌كنيم برخي مسائل كاملا تصادفي است و بر اين اساس بايد گفت كه تهاجم فرهنگي دشمن، امري كاملا حساب شده است چرا كه مجامع فرهنگي آنها و سياست‌مداران كشورهاي غربي به طور دقيق و مستقيم با جامعه شناسان و دانشگاه‌ها كار مي‌كنند.
وي گفت: تمام روساي سياسي كشورهاي غرب را عده‌اي از جامعه‌شناسان و شرق‌شناسان همراهي مي‌كنند كه در زمينه‌هاي مختلف سياسي،اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي فعاليت مي‌كنند.
نويسنده كتاب اسلاميت و ايرانيت در ادامه اين مصاحبه اظهار داشت: در حال حاضر هم وزارت امور خارجه كشورهاي اروپايي و سرمايه‌داري رابطه بسيار نزديكي با دانشگاه‌ها و مراكز جامعه‌شناسي دارند و زماني كه مثلا وزير خارجه يك كشور اروپايي قصد مي‌كند به يك كشور آسيايي يا اروپايي مسافرت كند قبل از مسافرت با مشاور جامعه‌شناسي خود مشورت مي‌كند تا بداند كه در كشور مورد نظر چه خبر است.

*لفظ قوم سامي ساخته يك زبانشناس اروپايي است

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه استعمار براي ملتها تاريخ مي‌سازد اظهار داشت: مثلا ما در تاريخ قومي به نام قوم سامي نداريم و لفظ سامي را يك زبانشناس اروپايي در حالي كه قصد داشت زبان‌هاي قديمي را رده‌بندي كند به زبان‌هايي در تورات برخورد كرد و گفت من اسم اين را زبان‌هاي سامي مي‌گذارم و اين مسئله يك مسئله قراردادي است و وي مي‌توانست حتي نام ديگري براي آن زبان برگزيند.
رواساني ادامه داد: اين مسئله به تدريج وارد جامعه شناسي شد و از آن دوران قوم سامي به وجود آمد اما هيچ كتيبه‌اي در طول تاريخ پيدا نمي‌شود كه درون آن كلمه‌اي به عنوان قوم سامي نوشته شده باشد ولي متاسفانه ما برخي كتاب‌ها را داريم كه درون آن از اقوام سامي صحبت مي‌شود.
اين پژوهشگر علوم اجتماعي با بيان اينكه در خصوص فرضيه‌هاي نژادي هم عين همين كار صورت گرفت گفت: بيگانگان مسئله نژاد را به جامعه‌شناسي منتقل كردند و سپس نژاد سفيد، زرد و سياه به وجود آوردند در حالي كه انسان يك نژاد است چرا كه اگر يك خانم يا آقا از جنوب آفريقا با يك خانم يا آقا از شمال آلاسكا ازدواج كنند صاحب اولاد مي شوند بنابراين ما يك نژاد انساني بيشتر نداريم.
اين جامعه‌شناس اظهار داشت: برخي بر اساس فرضيه‌هاي نژادي، يك ناسيوناليسم نژادگرا ايجاد مي‌كنند و خصومت‌هاي دوران باستان را از طريق كتب تاريخي به نسل حاضر منتقل مي‌كنند و افراد را به جان هم مي اندازند.

*جهانگردان مقدمه و كشف فرهنگي را براي استعمارگران فراهم مي كنند

وي خاطرنشان كرد: در تاريخ استعمار پيش از آنكه شركت‌هاي سرمايه‌داري، كشورهاي سرمايه‌داري و استعمارگر در مملكتي تقاضاي امتياز كرده باشند يا قبل از آنكه حتي نيرويي براي تصرف فرستاده باشند اشخاصي را به نام جهانگرد به آن مملكت اعزام مي‌نمايند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: استعمار سرمايه‌داري، يك مقدمه و كشف فرهنگي قبلي دارد و اين كار توسط جهانگرداني كه قبلا به يك سرزمين اعزام مي‌شدند صورت مي‌گيرد و به اين شكل آنها ابتدا خانه را شناسايي و سپس مبادي ورودي آن را پيدا مي كنند.
اين نويسنده و كارشناس مسائل جامعه‌شناسي گفت: جهانگردان هنگام خروج خود اسناد و كتب تاريخي هم مي‌برند يعني كتب را خارج مي‌كنند و بعد همانطور كه جامعه‌شناسان يا محققان غربي مي‌خواهند آن را دوباره مي‌نگارند و دوباره به ما منتقل مي‌كنند.
رواساني افزود: زماني كه ما دسترسي به منابع و اسناد اصلي نداشته باشيم كتبي را كه بيگانگان به ما مي‌دهند باور مي‌كنيم بنابر اين بايد گفت نفوذ فرهنگي مقدمه نفوذ اقتصادي و سياسي است.

*اروپا بهشت نيست

وي افزود: در ابتدا كه ابزار محدودتري وجود داشت نفوذ بيگانگان از طريق وسايلي مانند كتاب و دست نوشته‌ها صورت مي گرفت ولي امروز با توجه به گسترش ابزار و وسايل، اين نفوذ از طريق امكاناتي مانند اينترنت و بازي‌هاي مختلف رايانه‌اي انجام مي‌گيرد و بر اين اساس بايد گفت كه از اينترنت نيز در جهت اهداف استعماري بهره‌برداري مي شود.
رواساني ادامه داد: يكي از تصوراتي كه بيگانه براي جوانان ما به اين شكل به وجود آورده اين است كه جوانان كشور احساس مي‌كنند كه اروپا مانند بهشت است و در آنجا همه چيز وجود دارد در حالي كه واقعيت اين طور نيست.
وي گفت: بيگانگان با استفاده از نفوذ فرهنگي مانع از شكل‌گيري حركت‌هاي اجتماعي مي‌شوند چرا كه افراد دلسوز در يك جامعه را بواسطه ابزارهايي كه در اختيار دارند بدنام كرده و به آنها اتهام مي‌زنند.
رواساني افزود: چندي پيش با يك استاد ايراني كمبريج انگلستان صحبت مي‌كردم. اين فرد مي‌گفت كه ميرزاكوچك خان تجزيه طلب بود! در حالي كه ميرزا كوچك خان يك نهضت عظيم اجتماعي و تاريخي عليه استعمار انگلستان و بعد هم رضاخان بوجود آورد و وي هميشه از ايران سخن مي‌گفت و خواستار استقلال و آزادي ايران بود.
پروفسور شاپور رواساني، استاد دانشگاه و جامعه شناس در بخش ديگري ازگفت‌وگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس درباره جنگ نرم و استعمار فرهنگي مطالبي را بيان كرد.

*تعبير غلطي از دموكراسي را وارد جامعه كرده‌ايم

رواساني با بيان اينكه ما تعبير غلطي را از دموكراسي وارد جامعه كرده‌ايم گفت: در دموكراسي ما از افراد مي‌خواهيم كه راي بدهند و نظرات خود را مطرح كنند ولي اقتصاد جامعه در دست يك اقليت است و بر اين اساس بايد گفت كه ما برخي مفاهيم ناقص را وارد كرده‌ايم كه بر زندگي اجتماعي ما مسلط شده است.
اين كارشناس مسائل جامعه‌شناسي خاطرنشان كرد: استفاده از برخي مفاهيم در غرب به اندازه‌اي كه براي ما شكننده است براي آنها شكننده نيست چرا كه در كشورهاي سرمايه‌داري با توجه به غارت جهاني كه صورت مي‌گيرد رفاه اجتماعي تامين مي‌شود.
رواساني در اين رابطه افزود: زماني كه نظام سرمايه‌داري در اروپا آغاز شد در انگلستان زن‌ها تا 18 ساعت كار مي‌كردند و در آلمان كارهاي اوليه معادن را بچه‌ها انجام مي‌دادند تا بتوانند معاش خود را تامين كنند و بر اين اساس بايد گفت در آن زمان در اروپا استثمار داخلي انجام مي‌گرفت.
اين جامعه‌شناس ادامه داد: زماني كه استعمارگران توانستند آفريقا و آسيا را غارت كنند بواسطه سرمايه عظيمي كه وارد كشورشان شد يك نوع صلح طبقاتي در آنجا برقرار و به اين شكل فقر ناشي از اين سيستم اقتصادي مهار گرديد.
وي خاطرنشان كرد: در حال حاضر كارگري كه در انگلستان يا آمريكا بيكار مي‌شود تكدي‌گري نمي‌كند بلكه دولت براي او مخارجي را فراهم مي‌كند و حداقل‌هايي را به او مي‌دهد و اين هزينه از بازارهاي خارجي فراهم مي‌شود.
اين جامعه‌شناس گفت: زماني كه بحث استقلال هندوستان مطرح بود در يكي از كنگره‌ها عده‌اي به نماينده حزب كارگر انگلستان مي‌گفتند كه اگر شما نماينده حزب كارگر هستيد زماني كه به انگلستان رفتيد از آزادي هند دفاع كنيد و وي در پاسخ گفت: اگر من اين كار را انجام دهم راي نخواهم آورد.

*هنوز درباره فرهنگ و نفوذ فرهنگي كار درستي انجام نگرفته است

نويسنده كتاب "دولت و حكومت در ايران "‌گفت: بعد از انقلاب اسلامي در ايران متاسفانه هنوز هم در مورد مسئله فرهنگ و نفوذ فرهنگي كار درستي انجام نگرفته است و نمي‌دانم كه چرا اين كار انجام نمي‌گيرد.
اين استاد علوم اجتماعي اظهار داشت: در جريان انتخابات اخير بحثي پيش آمد مبني بر اينكه علوم اجتماعي ما داراي ضعف است و رسانه‌ها هم اين مسئله را منتشر كردند و به آن پرداختند.
وي با انتقاد از فضاي موجود در دانشگاههاي كشور ادامه داد: من كتابي تحت عنوان "مفاهيم اجتماعي در جوامع مستعمراتي " دارم كه اين كتاب در واقع شروع بحث در خصوص علوم اجتماعي است ولي علي رغم تلاشي كه كردم هيچگاه نتوانستم اين بحث را بطور جدي در يك دانشگاه مطرح كنم.

*نقطه آغاز مبارزه با استعمار فرهنگي تشكيل كرسي هاي آزاد انديشي است

اين جامعه‌شناس در خصوص لزوم مبارزه با مسائل ياد شده در كشور و راهكار اين مبارزه اظهار داشت: مدتي است در دانشگاه‌هاي كشور صحبت از كرسي‌هاي آزاد‌انديشي مي‌شود ولي زماني كه اين مسئله را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم كه افرادي تكراري به دانشگاه مي‌آيند و سخنان خود را تكرار مي‌كنند و اين مسئله در دانشگاه‌ها پا نمي‌گيرد.
وي در خصوص دليل بي‌رونق بودن كرسي‌هاي آزاد‌انديشي در دانشگاه‌هاي كشور گفت: دليل اين موضوع اين است كه به بحث كرسي‌هاي آزاد‌انديشي عمل نشده است و افراد طاقت حرف يكديگر را ندارند.
رواساني در اين رابطه ادامه داد: زماني كه يك فرد در دانشگاه قصد مي‌كند سخن بگويد بايد قبلاً گفته باشد كه چه چيزي را مي‌خواهد بيان كند و اگر افراد از آن سخن خوششان بيايد آن فرد مي‌تواند مطالب خود را بيان كند و اگر غير از اين باشد از آن فرد براي سخن گفتن دعوتي بعمل نمي‌آيد.
استاد دانشگاه اولدنبورگ همچنين گفت: مثلاً ما دانشكده علوم اجتماعي داريم ولي معلوم نيست كه در آنجا چه كاري انجام مي‌دهند وحتي زماني كه براي همكاري يك كتاب به رئيس دانشكده مي‌دهيم حتي اعلام وصول آن كتاب بيان نمي شود كه اين مسئله در واقع يك نوع بي‌علاقگي يا يك نوع بي‌تفاوتي است درحاليكه اهميت پرداختن به موضوعات اجتماعي در حوادث اخير مشخص شد.

*بايد بحث اصلاح علوم اجتماعي را جدي بگيريم

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تاريخ شرق تاريخي غني است اظهار داشت: زماني كه در كشور انقلاب اسلامي به وقوع پيوست من در آلمان بودم،‌ در آن زمان يكي از مخاطبان يكي از روزنامه‌ها به سردبير نامه‌‌اي نوشته بود و گفته بود كه در ايران انقلابي به وقوع پيوسته و فردي به نام آيت‌الله خميني سخناني را در آنجا مطرح مي‌كند كه ما خوشمان نمي‌آيد و اگر اين روند ادامه پيدا كند ما ديگر نمي‌توانيم از نفت و منافع ايران بهره ببريم.
رواساني افزود: سردبير آن روزنامه در جواب آن مخاطب كه نسبت به انقلاب ايران اظهار نگراني كرده بود گفت كه شما زياد نگران نباشيد، چرا كه آيت‌الله خميني سن بالايي دارد و كسي عمر جاويد ندارد ولي ما فعلا وقت داريم و همچنين ما از طريق تجارت خارجي برخواهيم گشت، ولي آن چيزي را كه ما بايد به فكرش باشيم اين است كه اجازه ندهيم فرهنگ شرق بيدار شود، چرا كه اگر اين فرهنگ بيدار شود به مشكل برخواهيم خورد.

*فرهنگ شرق در حال بيدار شدن است

رواساني با بيان اينكه فرهنگ شرق در حال بيدار شدن است اظهار داشت: اروپايي‌ها هم مي‌دانند كه فرهنگ شرق در حال بيدار شدن است و جوانه‌هاي آن بيرون زده است.
وي در اين رابطه افزود: زماني كه من به خارج از كشور مي‌روم برخي از روشنفكران كشورهاي عربي به من مي‌گويند كه به ايراني‌ها بگو ما جوانان سوريه دوست شما هستيم يا لبناني‌ها مي‌گويند كه قلب ما در ايران است.
اين جامعه شناس با ابراز خوش‌بيني نسبت به بيدار شدن فرهنگ شرق و نزديك شدن شرقي‌ها به يكديگر اظهار داشت: در حال حاضر صحبت از ايالات متحده آفريقا است و در تماس‌هاي كه من با روشنفكران آنها دارم اين مسئله توسط آنها بيان مي‌شود و من هم در كتابي تحت عنوان «اتحاديه مردم شرق» نظرياتم را درباره امكان اتحاد مردم شرق بيان كرده‌ام.
وي افزود: همچنين در حال حاضر سخن از ايالات متحده آمريكاي جنوبي است و حدود 40 سال است كه در كشورهاي آنجا بر روي اين مسئله كار مي‌كنند و اين مسئله تنها به حضور چاوز در آنجا بر نمي‌گردد بلكه سابقه 40 ساله دارد.
رواساني در اين رابطه گفت: نبايد فكر كنيم كه در يك انتخابات چاوز راي آورده بلكه اين مسئله يك حركت اجتماعي است و يك حركت وسيع در آمريكاي لاتين مي‌باشد كه در راستاي برداشتن مرزها در آن منطقه صورت گرفته است و در اين راستا اميدوارم روزي هم اتحاديه مردم شرق تشكيل شود.

*حمايت بيگانه از گروه خاصي به دليل داشتن منافع مشترك اين عده با بيگانگان است

وي گفت: در حال حاضر ژاپن، اروپا و آمريكا از نظر توليد و سرمايه چنان با يكديگر شريك شده‌اند كه اگر يكي از آنها شكست بخورد ديگري هم خواهد افتاد.
رواساني ادامه داد: لفظي به نام اتحاد استراتژيك وجود دارد كه حدود 15 سال است كه مطرح شده و معني آن اين است كه به طور مثال اگر دو شركت به توليد اتومبيل مشغولند و قبلا با هم رقابت مي‌كردند ديگر با هم رقابتي ندارند و سعي مي‌كنند با هم شريك باشند.
نويسنده كتاب زمينه‌هاي اجتماعي هويت ملي با بيان اينكه بعد از جنگ دوم جهاني چهره سياسي دنيا تغيير كرد افزود: تا جنگ دوم جهاني امپرياليسم آلمان و فرانسه و انگليس و آمريكا با هم رقابت داشتند ولي بعد از اتمام جنگ جهاني دوم اين مسئله به اتحاد استراتژيك بدل شد و اين كشورها با هم يكي شدند و منافع مشتركي را دنبال نمودند و در اين ميان تنها ما هستيم كه قرباني آن مي‌شويم.
اين نظريه پرداز شيوه توليد در جوامع مستعمراتي خاطرنشان كرد: در كشورهاي مثل ايران وقتي امپرياليسم وارد شد طبقه‌اي به وجود آمد كه تا قبل از آن وجود نداشت و اين طبقه، طبقه وابسته به استعمار بود كه شامل درباريان، اشراف، ثروتمندان، مالكين بزرگ و تجاري مي‌شد كه با خارج منافع مشترك پيدا كرده بودند و در واقع اين عده طبقه وابسته به استعمار بودند.
رواساني در خصوص اين عده گفت: اين افراد در واقع منافع داخلي را غارت مي‌كردند و در خارج خانه مي‌ساختند و زندگي اصلي آنها در خارج بود، ولي به ظاهر ايراني بودند.
وي خاطرنشان كرد: در حال حاضر شاهد هستيم كه بيگانگان از گروه خاصي حمايت مي‌كند و دليل اين موضوع داشتن منافع مشترك اين عده با بيگانگان است.
رواساني در ادامه بيان داشت: آنچه كه ما را از استعمار و بيگانه جدا مي‌كند مرز جغرافيايي نيست بلكه مرز اجتماعي است، بنابراين بايد گفت كه در تمام جوامع مستعمراتي طبقات حاكم محلي وابسته به خارج هستند.

*در اروپا عكس ميرزا كوچك خان و چگوارا كنار هم چاپ مي‌شود

وي در اين رابطه ادامه داد: در قانون اساسي و اصل 44 ذكر شده بود كه تجارت خارجي جزء بخش دولتي باشد چرا كه نگارندگان قانون اساسي تاريخ كشور‌هاي صنعتي را مي‌شناختند و مي‌دانستند كه چه قانوني را تصويب مي‌كنند ولي در حال حاضر و بعد از جلسه‌اي كه چند سال قبل در مجمع تشخيص مصلحت تشكيل شد تجارت خارجي به بخش خصوصي منتقل گرديد و در حال حاضر دولت نمي‌تواند آن را كنترل كرده و هدايت نمايد و واردات كالا موجب نابساماني اقتصاد ايران شده است.
رواساني تصريح كرد: زماني كه دروازه هاي مملكت بر روي واردات باز است كشور نمي‌تواند صنعتي شود و زماني كه چند بانك خارجي در كشور شعبه بزند تمام بانك‌هاي كشور دچار مشكل مي‌شوند، چرا كه سرمايه بانك‌هاي خارجي قوي‌تر است.
رواساني در پايان دوره نهضت جنگل را يكي از بزرگترين دوره‌ءهاي تاريخ ايران دانست و اظهار داشت: هم اكنون در اروپا عكس ميرزا كوچك خان و چگوارا كنار هم چاپ مي‌شود در حالي كه در كشور ما عكس چگوارا به تنهايي چاپ مي‌شود و اخيرا كه من آلمان رفته بودم شاهد بودم كه عده‌اي قصد داشتند عكس چگوارا و لومومبا و ميرزا كوچك را در كنار هم چاپ كنند.
رواساني گفت: خوب است كه ما افرادي مانند چگوارا را بشناسيم و عكس او را چاپ كنيم اما زماني كه خودمان فردي مانند ميرزا كوچك خان را داريم لزوم شناخت وي بيشتر احساس مي‌شود.