هشدارهایی برای افسران جوان جنگ نرم
طبعاً وقتی مقام معظم رهبری بحثی را مطرح می کنند تحت عنوان جنگ نرم و بعد می فرمایند دانشجویان ، افسران جوان جنگ نرم اند ، این یک مدال افتخار تشریفاتی نیست بلکه دیک عنوانی است که طبیعتاً آقا مطرح کرده اند برای اینکه ما برویم دنبالش ،یعنی کسب کنیم ویؤگی هایی را که لازم یک افسر جوان جنگ داشته باشد :
1- یک افسر جوان جنگ نرم چانچه می خواهد وظیفه ی خودش را به درستی انجام دهد باید بداند که این جنگ برسد چیست ، اصلاً چرا جنگ و این جنگ از کجا شروع شده است. اصل ولایت فقیه را در کلیت خودش اگر بخواهیم ببینیم یعنی یک جنگ تمام عیار فرهنگی ، این را به یک معنی با انقلاب اسلامی ما خودمان شروع کردیم . این را ما نباید فراموش کنیم . فراموش کردن اینکه آغاز کننده ی جنگ ما بودیم ، ما را در انفعال قرار می دهد.
پیامی که توسط انقلاب و امام ما مطرح شد در منار یک استقامت جدی و شجاعانه برای تبلیغ این پیام ، کل نقشه ها و برنامه های جهان غرب را به هم زد . اگر جنگ نظامی هم صورت گرفت برای کنترل کردن این جنگ فرهنگی بود که از طرف ما شروع شده بود . امام بارها اعلام کرد که ما به دنبال تشکیل حکومت بزرگ جهانی اسلام هستیم . انقلاب ایران و تشکیل جمهوری اسلامی هم یک گام مقدماتی و البته خیلی مهم در راستای تحقق آن هدف نهایی بود . بنابراین این را نباید از یاد ببریم که نقش ما در جنگ نرم ، نقش تهاجمی است.
2-بعد از اینکه فهمیدیم جنگ بر سر چیست و از کجا شروع شده و دو جبهه چه کسانی هستند ، باید در این میدان جنگی قدرت نقشه خوانی داشته باشیم.افسر جنگ نرم فرقش با یک سرباز صفر در جنگ نرم این است که خودش باید یک تشخیص هایی داشته باشد ، خودش باید قدرت فهم میدان را داشته باشد. این نیست که صرفا ًبهش ابلاغ بشود. افسر جوان جنگ نرم باید قدرت نقشه خوانی داشته باشد یعنی بتواند با رجوع به مبانی و منابع اصیل ، راه ها را پیدا کند و صورت مسأله های درست طراحی کند. ما که دم از تفکر انقلاب اسلامی وخط امام ورهبری می زنیم باید نسبت خودمان را از نظر شناخت با این ها مشخص کنیم. مثلاًبه طرف می گویی که کتاب ولایت فقیه امام را شما خوندی؟ می گویدچه احتیاجیه که بخونم من که ولایت فقیه را قبول دارم حرفش را هم گوش می دهم. به خیال خودش یا می گویی فرمایشات آقا را پیگیری می کنی ؟می گوید ما که قبولش داریم. قبول داشتن که کمکی نمی کند. مثل اینکه من بگویم یک نقشه ای هست که من تو جیبم گذاشتم که نمی خاهم بخونمش یا بلد نیستم بخونمش ، من که این نقشه را قبول دارم این چه مشکلی را حل می کند، هیچی.
بنابراین دومین ویژگی که یک افسرجوان جنگ نرم باید داشته باشد این است که با مراجعه جدی و مستقیم به منابع دست اول چون قرآن ، تاریخ و منابع دیگر از جمله رهبران فکری انقلاب ، بتواند قدرت نقشه خوانی را در خودش تقویت کند و نقشه خوان خوبی باشد فراموش نکنیم توهمی از دانستن این منابع خطر بزرگی است در حالی که اصل قضیه پیش ما نباشد.
3-شناختن تاریخچه نبرد
ما هر چقدر نبردی را که در سراسر تاریخ بین حق و باطل در جریان بوده است در کلیت خودش بهتر بشناسیم آن وقت توی میدان جزءی تر می توانیم موفق باشیم . یعنی اینکه مطالعات تاریخی خودمان را به صورت جدی تقویت کنیم ، خود مراجعه جدی به تاریخ از تکالیفی است که قرآن بر عهده ما گذاشته است اما این مطالعات تاریخی که بعضاً هم توی فضای بچه حزب الهی رایج میشود دارای چند تا آسیب عمده است:
یکی همان عدم مراجعه به منابع دست اول مثلاًًًًً تا وقتی اثار اقای سید جعفر شهیدی در حوزه ی تاریخ اسلام است ما چرا باید چهار تا مقاله ی ||||ورنالیستی و چهار تا استاد گفتند اکتفا کنیم.
اسیب دوم در مطالعات تاریخی تحلیل بزرگی است.یعنی به جای اینکه به خودمان زحمت بدهیم با تاریخ اشنا شویم و بعد از دل ان کم کم به یک درک عمیق و یک تحلیل برسیم از قبل یک سری نتایج رابرای خودمان پیش فرض می گیریم و با ان پیش فرض به سراغ تاریخ می رویم که از قبل نتیجه مشخص است.نمونه اش را فتنه سال اخیر به کررات شاهد ان بودیم.
آسیب سوم کلی گویی و کلی نگری است. این را باید توجه داشت که اصل تاریخ آن جزئیات وقایعی است که اتفاق افتاده نه صرف اینکه چهار تا اطلاعات کلی تاریخ را داشته باشیم. اینکه ما بتوانیم به تاریخ های جزئی و نقلی مراجعه کنیم مثلاً خاطرات احمد احمد که تصویر دقیقی از مبارزات انقلاب و گروهایی که بودند به ما می دهد.
آسیب آخر در حوزه مطالعات تاریخی، نگاه تهران زده، سیاست زده و چهره زده به تاریخ انقلاب است. یعنی برای اینکه انقلاب را بخواهیم بفهمیم صرفاً دنبال بعد سیاسی و جنبه تهرانی آن نباید باشیم. انقلاب یک واقعیتی بود که در سراسر کشور اتفاق افتاد و تک تک آدمهایی که توی روستاها، مساجد، هیئت ها و هر جای دیگری مثلاً طرف توی دبیرستان خودش، دانشگاه خودش فعالیت می کرد، همه ی اینها اجزای انقلاب بودند.
4-چهارمین ویژگی یک افسر جوان جنگ نرم اینست که با اعتکای به آن سه نکته قبلی به صورت مسئله های درست طراحی کند و به صورت هشدار یعنی اینکه مواظب باشیم دنبال آدرس های غلط و دنبال صورت مسئله های قبلی نرویم.
خیلی وقت ها به خاطر اینکه ارتباط مبانی ضعیف است و نگاه تهاجمی نیست، بسیاری از مسائلی مطرح می شود و دغدغه هایی مطرح می شود که بعضاً بچه حذب الهی ها می افتند دنبال پیشگیری آنها که اصالتاً قضیه سرکاری است. یک نمونه اش همین قضیه پاسخ به شبهات است. پاسخ به شبهات مسلماً یک کار ضروری و لازم است و در آن شکی نیست اما اینکه خیلی ها کار فکری و رسالت فکری خودشان را صرفاً در سطح پاسخ به شبهات می بینند این خودش یک نکته انحرافی است کسی که رسالت خودش را صرفاً انفعالی و سلبی و پاسخگویی بداند پیروز نهایی خواهد بود پیروز نهایی ان کسی است که سواتات را طرح کند و با طراحی سوالات فضا را شکل بدهد.
ادرس غلط دیگری که ممکن است خیلی جاها به ما داده شود در مورد این فرقه های انحرافی و ضاله است . اینکه یک عده فقط روی بهائیت کار می کنند،یک عده روی وهابیت و آلی آخر.....مبارزه با اینها شکی درش نیست که لازم و ضروری است ولی باز دقت کنیم کار اصلی،درگیری با این جزئیات نیست.
هنر امام این بود که با سرچشمه ها در بیفتد.امام بیشترین ضربه را به وهابیت زد ولی نه از طریق درگیر شدن با جزئیات،امام موجودیت بهایت را زیر سوال برد.امام خودش آمد وسط میدان و با مطرح کردن الگوی اسلام ناب،مرز بین پیراوان واقعی اسلام و به ظاهر مسلمانانی که یا مزدورند و یا جاهل و متحجر را مشخص کرد.
آدرس غلط دیگری که بعضاً این روزها خیلی رایج شده و متولیان زیادی هم دارد بحث هایی است در مورد اسلام و تجدد مطرح می شود.
اصحاب این تفکر به نفی کلی غرب معتقدند و غرب را با تمام دستاوردهایش نفی می کنند.استدلال آنان این است که غرب چون یک کل به هم پیوسته است پس ما هیچ جزئش را نمی توانیم بگیریم.در حالی که نظر امام،رهبری،شهید مطهری غیر این است.
5- شناخت جبهه با تمام تجهیزات و اجزایش
ویژگی پنجم این که افسر جنگ نرم باید جبهه را بشناسد. کسی که می خواهد افسر جوان جنگ نرم باشد باید بداند مهمات کجاست،دیدبانی کجاست، تدارکات کجاست،فرماندهی کیه،تسلیحات را باید بداند از کجا بگیرد وبشناسد افسرای دیگر را وهمینطور گردان ها، گروهان ها، تیپ، لشکرو... .
تسلیحات مان را در این جبهه که محصولات فرهنگی باشد باید بشناسیم . کتاب "دا" پر فروش ترین کتاب شده،عموم مردم هم خوندنش،اما هنوز مثلا یک بچه حزب اللهی اسمش را هم نشنیده،این خیلی ضعف بزرگی است ، قضیه باید برعکس بشود.
6- روح دلسوزی و سعه صدر و شفقت نسبت به مخاطب
توی حرکت های اصلاحی دو جور نگاه به مخاطب و دو جور روحیه است؛یک روحیه اینکه ما خودمان را برتر ببینیم ازطرف مقابل و لذت ببریم از اینکه نشان دهیم ماییم که در مسیر درستیم و ته دل مان خوشحال بشویم از اینکه رفیق مان که با ما یک زاویه کوچکی داشته به اشتباه بیفتد.
اقتضای اخلاق اسلام با آنچه که در سیره عملی معصومین بوده این است که ما باید روح دلسوزی و شفقت داشته باشیم و نوع موضع معنوی مان نسبت به قضیه، ادای تکلیف باشد. یعنی ما باید از این بسوزیم که چرا در واقع افرادی در مسیر حق نیستند و از این دردمان بگیرد.داستان مشهوری در کتاب داستان راستان هست. مالک اشتر از بازار رد می شد و... . همه شنیدید،نتیجه داستان چه می شود؟ مساله خیلی فراتر از یک کظم غیظ عادی و صبرو گذشتو اینهاست.مالک اشتر اصلا دلش می سوزه برای طرف با خودش می گوید من که گذشتم و رد شدم. اما تکلیف معنوی این چه میشود که برایش دعا می کند.
7- بحث امید.
آسیب جدی دیگری که توی فضاهای آرمان گرایانه و انقلابی خیلی ها دچارش می شوند در افتادن به ورطه ناامیدی است. یآس از مهمترین ابزارهای شیطان معرفی شده است و افسر جوان جنگ نرم باید مواظب باشد که در این ورطه نیفتد.
8- جمع کردن بین جامعیت و تخصص.
ما در یک سری مبانی و افکار بنیادین همه مان باید جامع باشیم،درروحیات و اخلاقیات باید جامعیت داشته باشیم،دغدغه هایمان باید دغدغه های جامعی باشد. اما درمرحله ی عملیاتی هرکس باید یک توان تخصصی پیدا کند و یک گوشه از کار را پیش ببرد.
دلیل موفقیت جبهه مقابل در خیلی از ابعادش استفاده از همین ابزار و توان بوده است.
9- توجه به ظرفیت های مردمی و بازگشت به مردم.
یک عده هستند که برای مردم می خواهند بکنند ولی با مردم کار نمی کنند.یعنی برای خودشان یک نگاه نخبگانی قائل اند. یک افسر جوان جنگ نرم باید بسیار مواظب باشد که دچار آفت نخبه گرایی نشود.
10- بازگشت به پایگاه های اصلی مان.
اگر ما بخواهیم موفق باشیم در جنگ نرم و خودمان باشیم مقلد نباشیم یک ضرورت بسیار مهم است که پایگاه های اصلی خودمان را بشناسیم و روی انها سرمایه گزاری کنیم.
کما اینکه در اول انقلاب هم که ما در امور فرهنگی مان موفق بودیم یکی از ویژگی هایمان این بود که این ظرفیت ها را توانستیم احیاء کنیم و به نفع اهدافمان از انها بهره بگیریم.
گزیده متن سخنرانی سید محمد جواد میری فعال فرهنگی و مدیر وبلاگ پلخمون در اولین نشست فعالین فرهنگی جنوب کرمان تابستان ۸۹